فرشته های کوچولو وناز
گاهی وقتها یک عقب نشینی تو زندگی دارم ومیرم تو لاک خودم وخیلی فکرهای مختلفی میکنم ،یک جورهای بیشتر از اینکه حرف بزنم دوست دارم فکر کنم حتی موقع کارکردن ،رانندگی ،درس خوندن ،تلویزیون دیدن، بیشتر فکرم جای دیگه است ودقیقا هم نمیدونم کجاست و اما حباب بچگی ما...لوله خودکار بیک را توی ظرف پر از کف میکردیم واون سوراخ وسط خودکار را با دست میگرفتیم وفوت میکردیم ودنبال اونا میدویم وبعضی هم تو مایه کف چیزی میرختند مثلا یک قطره نفت تا حبابها رنگی بشه وتو نور خورشید خیلی خوشگل میشد... حالا این حباب سازها را باید از بیرون خرید .ولی حبابهای امروزه خیلی خطریه اخه تقریبا 1 میلیون تومانه...... معلوم نیست این حبابه یا بمب نوترونی،اون بدبختهای که با سکه 200 هزارتومانی رفتند زندان الان دیگه یا ابد میگیرند یا اعدام. هرچند هیچ وقت از مسترپرزیدنت وطنی خوشم نیومده ولی مشاورهای داشته که بعضی حرفاشون ازدل واقعیت بیرون اومده،یعنی تو بطن اتفاقات روزمره هستند ،مهدی کلهر که چند سال پیش دخترش به المان پناهنده شد ودر ابتدای ورودش وقتی با اون مصاحبه کردند زبان المانی را خیلی زیباصحبت میکرد که نشان از داشتن برنامه برای اومدنش داشت وباید به این اینده نگریش افرین گفت ومثل خیلی ها باری به هرجهت از کشور خارج نشده که مجبور بشه هر ذلتی را به جان بخرند، پدرش وقتی گفت ،خیلی از کسانی که در جنگ شرکت کردند تحت تاثیز فیلمهای قهرمان پروری غربی ها بودند ،به مذاق خیلی ها خوش نیومد واونو در نهایت وادار به استعفا کردند،حرف چندان بیراه نبود ،اینور اب مطبوعات دارند باذره بین میگردند تا کسی کار قهرمانانه ای انجام بده تا روزها اونو تیتر اول کنند،پلیسی که یچه ای را در یک تصادف شهری بغل کرده و اشکی ریخته تیتر اول روزنامه هاست ،میگردند واگر هم نیابند اونو میسازند و سعی میکنند ضمیر ناخوداگاه جامعه را به سمتی ببرند که فداکاری و قهرمانی در اون ثبت بشه،البته فقط برای کشورشون نه هیچ مورد دیگه ای ،ولی جامعه ما را هر چه بیشتر به سمتی میبرند که قهرمان زدایی بشه ،از سالها قبل که جمشید هاشم پور با فیلم تاراج چشمها را خیره کرد وخیلی ها راشیفته خودش وبعد بایکوت کردنش به اینکه حق نداری بعد از این حتی سرتو بتراشی تا حالا که تی وی ملی پر شده از سریالها وفیلمهای که دزدی و نارو زدن و زندگی تجملی ادمهای خلافکار چند رنگ را بزرگ کردند وبزرگ کردند و هرچند اخر فیلم ادم بده را از دور خارج میکنند ولی کیه که به این فکر نکنه که ادم یک عمری میتونه خوش باشه اخرش را که مرد هم بمیره،مگه قرار نیست همه بمیرند پس بزار تو خوشی وکیف بمیره،حالا اون نسلهای پروش یافته برنامه های تلویزیونی دارند تو خارج کشور همان داشته ها را اجرا میکنند،زرنگی ورندی وپشت هم اندازی چیزیه که اگر قرار بود مسابقه ای برگزار بشه ما مثل چین تو بازیهای اسیایی تو این رشته خاص همه طلا هارا درو میکردیم، البته ایرانیهای که بالای 20 سال است اینجا اومدن فرق دارند تقریبا قشری موفق هستند وبا تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوب که ادم افتخار میکنه با اونها رابطه داشته باشه ،ولی امهای که از چند سال پیش اینجا اومدن دارند کاری میکنند که حتی سیاست کشورهای اروپای برای برخورد با مردم تغییر کنه،اینجا چند تا رادیو محلی داره که وکیل مشاور دارند که تلفنی و رایگان مشاوره میدهند وشنیدهام را اینجا میارم که ادم وحتی گاهی مجری و وکیل با شنیدن حرفهای هم وطنان گرامی روی سرش چمن سبز میشه.... ادمهای که میخواهند اینجا پناهنده بشوند یک چشمشون به اوضاع واحوال ایرانه ،خیلی هاشون هم ازقبل با برنامه ریزی تر میاند،کافیه یک اتفاقی مثل خرداد 88 بیافته که سیل ادمهای فرصت طلت حمله کنند به اداره مهاجرتها که ما را دریابید ما داریم تو ایران از بین میریم، اون اتفاق سبز برای خیلی ها تو ایران شاید ازنیت خوب وصادقا نه ای بوده باشه ،خیلی ساده فقط دنبال این بودند که کشورشون به یک مرحله ارمانی تر برسه و...و بعد هم نشد و رفتند سر کار وزندگی خودشون وشدند همون ادمهای قدیمی که بیشتر از همه چیز ایران برای اونها مهمتر بود نه اسمهاواینکه کی رییس باشه،ولی بین اون همه جمیعیت ادمهای زرنگ وقالتاقی بودند که اومدند بیرون تا عکسی بگیرند واز کنار اون نون بخورند، خیلی هاشون هم هیچ چیز ندارند و فقط ادعا میکنند،تقریبا هر نوع ادمی داریم حتی کسی که وقتی میپرسند ایا مدرکی برای حرفهای خودتون دارید میگویند نه ولی من تو دادگاه که رفتم قاضی خواست که.. منشی خواست که...وجالب اینه که وقتی میگویند ایا حکمی هم داری که ثابت کنه حرفهای شما را میگویند نه... ،یا کسانی که با دوستاشون رفتند خیابون و سنگی پرت کردند وعکسی گرفتند والان هم هر دقیقه تو میادین شهر با بلند گو داد میزنند که ما خودمون را فدای مردم ایران کردیم و ...میگویند وفتی یکی تو ایران ترور میشه سیل ادمهاست که سراریز میشوند که مااونو کشتیم تا شاید از این راه به اقامت برسند،باید خیلی افتخار کنیم که تو جشنی که گی های محترم برگزار کردند و تو خیابون رژه رفتند بیشترین امار برای کله سیاه ها بود،کله سیاه ها که میدونید ما هستیم،حتی خیلی از ادمهای اینوری که ما اونها را بی بند وبار میدونیم از این موجودات متنفرند و گاهی به اونهای حمله میکنند وجشن انها را به هم میزنند، یک اقای هم با روزنامه محلی اینجا مصاحبه کرده بود که من 16 سال تو ایران زندانی بودم وحالا اینجا خیابان گرد شدم و ....طرف برادر کسی بود که برادرش دادستان تهران را تو تهران کشت وفرار کرد امارت سفارت امریکا که به من پناهندگی بدید و اونا هم تحویل ایران دادنش ودارش کشیدندو این برادرش هم اومد اینجا که من جونم درخطره و برگردم اعدامم و...اینم از مزایای دنبال کردن صفحه حوادث روزنامه هاست که خبر دارم، یعنی تا این حد که برای زندگی در اروپا حاضرندهزینه کنند که دست به چنین کارهای میزنند ،بعد تازه اینجا که میرسند میگویند با هر گونه خشونت مخالفیم وبه کسی فحش ندهید ،یارو تو ایران ادم کشته اینجا میرسه میگه شعارمرگ ندهید....اخویان مسلمان فرصت طلب که مسیحی شده را فقط یک مثل میشه زد که خر همون خره هرچند پالانش عوض بشه ،از کشورهای دیگر هم برای زندگی اینجا میایندمثلا ازهند...ولی هندیها یا متخصص کامپیوتر هستند یا ریاضی دان..کشوری که ما همیشه به فیلمهاش میخندیم ، فکرنکنید که فقط اینوریها اینجوریند که خیلی ها تو ایران از اینا هم بدتر هستند که خیلی از خبرنگارهای روزنامه و(همیشه استثنا هست و خوب هم دارند) و کسانی که مطلب مینویسند جز این دسته از ادمهای هستند،اینجا استناد کردن به یک مطلب روزنامه که به نوعی گروهی را تهدید کرده باشه دستاویز خوبیه برای گرفتن اجازه زندگی،وکم نیستند کسانی که جهت دار مینویسند تا یک عده ای به هدفشون برسند وخیلی ها هم البته بخاطر چند دلار بیشتراز سر جهل... اینجا هرمدرکی ارزش داره برای مسولان حتی نوشته های یک روزنامه ایرانی....وقتی یک مطلب مینویسند که با هم جنس بازها را اعدام کنید ،اینوریها همه گی میشوند،وقتی مینویسند که کسانی که رابطه نامشروع دارند را باید سنگسار کرد همه بخاطر رابطه پنهانی فرار کردند،وقتی مینویسند مجرم اقتصادی باد اعدام شود همه یکهو میشوند بازاری ومجرم اقتصادی... اینا یک جمعیت 20 درصدی هستند از ادمهای اینجا ،ایرانیهای هم داریم که بشدت موفق هستند ،لوسیا امسال ایرانی بود،کسی که سمبلی برای جشن کریسمس و همیشه سوئدی بوده،گل قهرمانی جهان هاکی روی یخ را یک ایرانی زد وسوئد بعد از 31 سال قهرمان جهان شد،این دو مورد فقط تو این دوماه گدشته بوده و کلی افتخار افرینی دیگر ،فکر کنم ریئس مترو شهری یک خانم ایرانیه و بسیارمعلمهای که زبان سوئدی تدریس میکنند یهنی زبان مادری این کشور را ،فکر کن یک ژاپنی بیاد واستاد دانشگاه ادبیات بشه وتدریس کنه ما چه حسی داریم ،و کلی دکتر وکیل که وقتی دفتر راهنما را باز میکنی نمیتونی اسم همه را تو یک صفحه پیدا کنی ومهندسهای معرف تو شرکتهای گردن کلفتی مثل اریکسون که خیلی هم موقعیت اجتماعی بالای دارند که بیشتر از گروه اول هستند که اینجا اومدند ،ولی متاسفانه همیشه بدها بیشتر به چشم میایند وباعث ابروریزی مردم یک سرزمین میشوند. اون چیزی را که ادم میخواد نمیده ونمیده ونمیده که فکر کنی نیست ،بعد سرراهت سبزش میکنه تا بفهمی که هست واز بهترین نوعش هم هست وبعد تا میخواد مزه کنه تصمیم میگیره نباشه و هرچی خودتو کش میدی مثل گجت افاقه نمیکنه که نمیکنه.... اگر روزی بیدار شدی و دیدی همه چی خوبه نه دردی ،نه غصه ای ،نه غمی ،نه غرغری ،بدون دیشب مردی ،روحت شاد..... پ . ن...عجیبه که از وقتی تعطیلی جمعه افتاده یکشنبه ،این یکشنبه هاست که کم کم داره منفور میشه...
....یعنی تمرکز خاصی نیست ولی همه چی مثل وقتیه که میرید بازار های سنتی و همه چی را باهم روی پیش خوانهای مغازها میبینید درهم وبرهمه و قثط تماشا میکنید وهیچی نمیخرید
، درنهایت یک جمع بندی داره ولی کلی طول میکشه تا جمع وتفریقش تموم بشه،بعدش هم یک دوره بیخیالی وبی حسی و ...خوب میشه بالاخره ،یعنی چاره ای نداره باید خوب بشه چون کیه تحویلش بگیره
، فسقل ما هم که انگار کله پاچه خورده اینقدر حرف و سوال میپرسه تو این ایام که ادم میبره،میخوای بپیچونی هم نمیشه وقتی کاری داره یا سوالی جلوی ادم میاسته و سوال میکنه و هی چونه ادم را با دست میچرخونه تا نگاهش کنم و وقتی میگم بپرس میگم میگه نه نگاه کن تا بگم دوباره این چونه لامصبو میچرخونه
تا ببینمش یکسره دستش به چونه ادمه و چونه خودش هم که مشغول سخنرانی وپرسیدن سوال،
گاهی ازاینهمه اصرار به اینکه حتما نگاهش کنم تا سوال کنه خندم میگیره و گاهی گریه
،مخصوصا وقتی که تو لاک دفاعی خودم میرم...
.....بهرحال مدیریت جهانی را اگر ندیده بودید ببینید که ما تنها ملتی هستیم از نعمت مدیریت جهانی بهره میبریم
...البته بجز چند کشور پیشرفته مثل سومالی وسودان واتیوپی ....بجای اینهمه حرفهای کارشناسه حبابی وحباب الود که میزنید راست وحسینی بگویید که بجز نفت تو خرید وفروش طلا والماس وفلزات گرانبها و حق داشتن حساب بانکی جهانی هم تحریم شدیم و مثل فروشگاهای که یک پارچه میزنید جلوی اون که بعلت رعایت نکردن شئونات اسلامی تعطیل شد تعطیلمون کردند![]()
| Design By : Pichak |






