فرشته های کوچولو وناز

هرچند هیچ وقت از مسترپرزیدنت وطنی خوشم نیومده ولی مشاورهای داشته که بعضی حرفاشون ازدل واقعیت بیرون اومده،یعنی تو بطن اتفاقات روزمره هستند ،مهدی کلهر که چند سال پیش دخترش به المان پناهنده شد ودر ابتدای ورودش وقتی با اون مصاحبه کردند زبان المانی را خیلی زیباصحبت میکرد که نشان از داشتن برنامه برای اومدنش داشت وباید به این اینده نگریش افرین گفت ومثل خیلی ها باری به هرجهت از کشور خارج نشده که مجبور بشه هر ذلتی را به جان بخرند، پدرش وقتی گفت ،خیلی از کسانی که در جنگ شرکت کردند تحت تاثیز فیلمهای قهرمان پروری غربی ها بودند ،به مذاق خیلی ها خوش نیومد واونو در نهایت وادار به استعفا کردند،حرف چندان بیراه نبود ،اینور اب مطبوعات دارند باذره بین میگردند تا کسی کار قهرمانانه ای انجام بده تا روزها اونو تیتر اول کنند،پلیسی که یچه ای را در یک تصادف شهری بغل کرده و اشکی ریخته تیتر اول روزنامه هاست ،میگردند واگر هم نیابند اونو میسازند و سعی میکنند ضمیر ناخوداگاه جامعه را به سمتی ببرند که فداکاری و قهرمانی در اون ثبت بشه،البته فقط برای کشورشون نه هیچ مورد دیگه ای ،ولی جامعه ما را هر چه بیشتر به سمتی میبرند که قهرمان زدایی بشه ،از سالها قبل که جمشید هاشم پور با فیلم تاراج چشمها را خیره کرد وخیلی ها راشیفته خودش وبعد بایکوت کردنش به اینکه حق نداری  بعد از این حتی  سرتو بتراشی  تا حالا که  تی وی ملی پر  شده از سریالها وفیلمهای که دزدی و نارو زدن و زندگی تجملی ادمهای خلافکار چند رنگ را بزرگ کردند وبزرگ کردند و هرچند اخر فیلم ادم بده را از دور خارج میکنند ولی کیه که به این فکر نکنه که ادم یک عمری میتونه خوش باشه اخرش را که مرد هم بمیره،مگه قرار نیست  همه بمیرند پس بزار تو خوشی وکیف بمیره،حالا اون نسلهای پروش یافته برنامه های تلویزیونی دارند تو خارج کشور همان داشته ها را اجرا میکنند،زرنگی ورندی وپشت هم اندازی چیزیه که اگر قرار بود مسابقه ای برگزار بشه ما مثل چین تو بازیهای اسیایی تو این رشته خاص همه طلا هارا درو میکردیم، البته ایرانیهای که بالای 20 سال است اینجا اومدن فرق دارند تقریبا قشری موفق هستند وبا تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوب که ادم افتخار میکنه با اونها رابطه داشته باشه ،ولی امهای که از چند سال پیش اینجا اومدن دارند کاری میکنند که حتی سیاست کشورهای اروپای برای برخورد با مردم تغییر کنه،اینجا چند تا رادیو محلی داره که وکیل مشاور دارند که تلفنی و رایگان مشاوره میدهند وشنیدهام را اینجا میارم که ادم وحتی گاهی مجری و وکیل با شنیدن حرفهای هم وطنان گرامی روی سرش چمن سبز میشه....

ادمهای که میخواهند اینجا پناهنده بشوند یک چشمشون به اوضاع واحوال ایرانه ،خیلی هاشون هم ازقبل با برنامه ریزی تر میاند،کافیه یک اتفاقی مثل خرداد 88 بیافته که سیل ادمهای فرصت طلت حمله کنند به اداره مهاجرتها که ما را دریابید ما داریم تو ایران از بین میریم، اون اتفاق سبز برای خیلی ها تو ایران شاید ازنیت خوب وصادقا نه ای بوده باشه ،خیلی ساده فقط دنبال این بودند که  کشورشون به یک مرحله ارمانی تر برسه  و...و بعد هم نشد و رفتند سر کار وزندگی خودشون وشدند همون ادمهای قدیمی که بیشتر از همه چیز ایران برای اونها مهمتر بود نه اسمهاواینکه کی رییس باشه،ولی بین اون همه جمیعیت ادمهای زرنگ وقالتاقی بودند که اومدند بیرون تا عکسی بگیرند واز کنار اون نون بخورند، خیلی هاشون هم هیچ چیز ندارند و فقط ادعا میکنند،تقریبا هر نوع ادمی داریم حتی کسی که  وقتی میپرسند ایا مدرکی برای حرفهای خودتون دارید میگویند نه ولی من تو دادگاه که رفتم قاضی خواست که.. منشی خواست که...وجالب اینه که وقتی میگویند ایا حکمی هم داری که ثابت کنه حرفهای شما را میگویند نه... ،یا کسانی که با دوستاشون رفتند خیابون و سنگی پرت کردند وعکسی گرفتند والان هم هر دقیقه تو میادین شهر با بلند گو داد میزنند که ما خودمون را فدای مردم ایران کردیم و ...میگویند وفتی یکی تو ایران ترور میشه سیل ادمهاست که سراریز میشوند که مااونو  کشتیم تا شاید از این راه به اقامت برسند،باید خیلی  افتخار کنیم که تو جشنی که گی های محترم برگزار کردند و تو خیابون رژه رفتند بیشترین امار برای کله سیاه ها بود،کله سیاه ها که میدونید ما هستیم،حتی خیلی از ادمهای اینوری که ما اونها را بی بند وبار میدونیم از این موجودات متنفرند و گاهی به اونهای حمله میکنند وجشن انها را به هم میزنند، یک اقای هم با روزنامه محلی اینجا مصاحبه کرده بود که من 16 سال تو ایران زندانی بودم وحالا اینجا خیابان گرد شدم و ....طرف برادر کسی بود که  برادرش دادستان تهران را تو تهران کشت وفرار کرد امارت سفارت امریکا که به من پناهندگی بدید و اونا هم تحویل ایران دادنش ودارش کشیدندو این برادرش هم اومد اینجا که من جونم درخطره و برگردم اعدامم و...اینم از مزایای دنبال کردن صفحه حوادث روزنامه هاست که خبر دارم، یعنی تا این حد که برای زندگی در اروپا حاضرندهزینه کنند که دست به چنین کارهای میزنند ،بعد تازه اینجا که میرسند میگویند با هر گونه خشونت مخالفیم وبه کسی فحش ندهید ،یارو تو ایران ادم کشته اینجا میرسه میگه شعارمرگ ندهید....اخویان مسلمان فرصت طلب که مسیحی شده را فقط یک مثل میشه زد که خر همون خره هرچند پالانش عوض بشه ،از کشورهای دیگر هم برای زندگی اینجا میایندمثلا ازهند...ولی هندیها یا متخصص کامپیوتر هستند یا ریاضی دان..کشوری که ما همیشه به فیلمهاش میخندیم ،

فکرنکنید که فقط اینوریها اینجوریند که خیلی ها تو ایران از اینا هم بدتر هستند که خیلی از  خبرنگارهای روزنامه و(همیشه استثنا هست و خوب هم دارند) و کسانی که مطلب مینویسند جز این دسته از ادمهای هستند،اینجا استناد کردن به یک مطلب روزنامه که به نوعی گروهی را تهدید کرده باشه دستاویز خوبیه برای گرفتن اجازه زندگی،وکم نیستند کسانی که جهت دار مینویسند تا یک عده ای به هدفشون برسند وخیلی ها هم البته بخاطر چند دلار بیشتراز سر جهل... اینجا هرمدرکی ارزش داره برای مسولان حتی نوشته های یک روزنامه ایرانی....وقتی یک مطلب مینویسند که با هم جنس بازها را اعدام کنید ،اینوریها همه گی میشوند،وقتی مینویسند که کسانی که رابطه نامشروع دارند را باید سنگسار کرد همه بخاطر رابطه پنهانی فرار کردند،وقتی مینویسند مجرم اقتصادی باد اعدام شود همه یکهو میشوند بازاری ومجرم اقتصادی...

اینا یک جمعیت 20 درصدی هستند از ادمهای اینجا ،ایرانیهای هم داریم که بشدت موفق هستند ،لوسیا امسال ایرانی بود،کسی که سمبلی برای جشن کریسمس و همیشه سوئدی بوده،گل قهرمانی جهان هاکی روی یخ را یک ایرانی زد وسوئد بعد از 31 سال قهرمان جهان شد،این دو مورد فقط تو این دوماه گدشته بوده و کلی افتخار افرینی دیگر ،فکر کنم ریئس مترو شهری یک خانم ایرانیه و بسیارمعلمهای که زبان سوئدی تدریس میکنند یهنی زبان مادری این کشور را ،فکر کن یک ژاپنی بیاد واستاد دانشگاه ادبیات بشه وتدریس کنه ما چه حسی داریم ،و کلی دکتر وکیل  که وقتی دفتر راهنما را باز میکنی نمیتونی اسم همه را تو یک صفحه پیدا کنی  ومهندسهای معرف تو شرکتهای گردن کلفتی مثل اریکسون که خیلی هم موقعیت اجتماعی بالای دارند که بیشتر از گروه اول هستند که اینجا اومدند ،ولی متاسفانه همیشه بدها بیشتر به چشم میایند وباعث ابروریزی مردم یک سرزمین میشوند.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()

 اون چیزی را که  ادم میخواد نمیده ونمیده ونمیده  که فکر کنی نیست  ،بعد سرراهت سبزش میکنه  تا بفهمی که هست  واز بهترین نوعش هم هست وبعد تا میخواد مزه کنه تصمیم  میگیره نباشه و هرچی خودتو کش میدی مثل گجت افاقه نمیکنه که نمیکنه....  اگر روزی بیدار شدی و دیدی همه چی خوبه نه دردی ،نه غصه ای ،نه غمی ،نه غرغری ،بدون دیشب مردی ،روحت شاد.....

پ . ن...عجیبه که از وقتی تعطیلی جمعه افتاده یکشنبه ،این یکشنبه هاست که کم کم  داره منفور میشه...

نوشته شده در دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()

نوشته شده در دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()

این فسقل ما که دیگه برای خودش مردی شده ولی هنوز برای من همون فسقله خیلی خونگرمه و منم به اون بیشتر پر وبال میدم ،تا ایران بود همه این خونگرمی شدیدش را دوست داشتند،اینحا هم دوست دارند و یا حداقل براشون چیز جدید وتازه ای است که از دیدن بعضی کارهاش ذوق زده میشدند،   اینجا مردم کمی تو بروز احساس خوددار هستند و خیلی از بروز احساسات که برای ما عادیه جلوگیری میکنند. مدرسه کلی داستان داره با معلمهاش...هر روز که میره مدرسه جلوی در کلی منو میبوسه که زود بیای بابا و اویزون میشه از گردنم ؛معلمش هم میگه با ما هم همین کار را میکنه واز گردن ما اویزون میشه و همه مارا حسابی بوس میکنه ،گفتم بچه من همه را بیش از حد دوست داره وعاطفیه این کارها برای ما عادیه  ،خوبه دستتون را نمیگیره  بگه بیا شب بریم خونه ما...کمی نگاه کرد وخندید وگفت در واقع میگه ولی ما خجالت میکشیدیم بگیم فکر میکردیم شما ناراحت میشید،گفتم نه این اخلاقش همینطوریه هر کی را دوست داشته باشه میخواد ببره خونه برای خودش ،تو ایران همه عاشق این اخلاقش بودند ولی خوب نمیدونه اینجا کمی فرق داره، اینجا زیاد طبیعی نیست وبچه ها کلا پاستوریزه هستند و کمی سرد،البته انگلیسی ها اصلا اروم نیستند بشدت تخس و شیطون واذیت کن هستند شرارت از رفتارشون میباره ، سهیل ما همیشه با یکی از اونا مشغول گرد وخاک کردنه و میگه تقصیر اونه که ادیت میکنه ولی شما باور نکنید ،بچه ها از بزرگترها یاد میگیرند،ما تو ایران همیشه مشغول روبوسی هستیم ، با دوستان با همکاران با فامیل و خلاصه با همه ولی  روبوسی مردان  اینجا کار عشاقه ، ولی برای ما تو احوالپرسیها ی مردانه  خیلی هم عادیه،...بیشترین وسیله نزدیک شدن به انها وحرف عمومی که زده میشه و خیلی هم طرفدار داره و با اون میشه سر حرف را با همه باز کرد ،تو اسانسور گرفته یا تو مترو ، صحبت وضع اب وهواست،خوبی اب وهوا و داشتن یک اسمان زیبا چنان در وجودشون رسوخ کرده  که خیلی ازاشعار واهنگهای خونده شده درباره داشتن  ویا ارزوی داشتن یک هوای افتابی است واینکه این روز را ازدست ندهند شاید فردا دیگه نباشه،  

برای کار سهیل البته به تقاضای خودم رفتم دادگاه ،میخواستم بدونم حق نگهداری بچه ام را دارم یا نه،اینجا بچه متعلق به جامعه است نه پدر ومادر،تزشون هم اینه که بعدا قراره با بقیه مردم تو جامعه زندگی کنه و باید تربیتش درست باشه ، اگر شما بلد نیستید ما انجامش میدیم ،تقریبا دولت تعیین میکنه که کی از بچه نگهداری وتربیتش کنه بعنی اگر شما پدر ومادر بدی باشید پلیس به راحتی میان تو خونه وبچه را میبرن وشما هم هیچ کاری از دستتون نمیاد،البته اولویت با مادر وپدره،اگر مشکل اخلاقی نداشته باشید که بچه هم کنار شماست واگر هر کدام بد باشید تحویل اون یکی میدن وفرقی هم نداره کدوم طرف مشکل داره واگر هر دو اوضاعتون خراب باشه میبرند به شخص ثالثی میسپارند که شما هم نمیدونید کیه و اسم یچه را هم عوض میکنند؛ کلا شما اینجا هیچ مالکیتی نداری ،هرچی هست بصورت امانت پیش شماست ازخانه و ماشین گرفته تا بچه ...خانه هم بخواهید اجاره میکنید از دولت وتا هر وقت بخواهید میشینید واگر هم خواستید بخریدمیتونید ولی اجاره اونو هم چنان باید بدهید و فرقش در اینه که اگر گران شد و تونستید اونو بیشتر بفروشید مابه التفاوت مال شماست که از اون سود فروش هم یک چیزی بعنوان مالیات سود میگیره،الان هم سیستم مسکن مهر واون چند درصدی که قراره از سود معاملات بازاریها بگیرند و این اجرای پارک بان در کنار خیابان  ومحدوده ترافیک ،یک کپی از رفتارهایه که اینجا داره اتفاق میافته ،اینجا هم هیچ جای پارکی وحتی هیچ وارد شدن به محدوده شهر با ماشین مجانی نیست و دوربینها شماره ماشین را ثبت میکنند و قبض پول میاد در خونه تا پرداخت کنید .

دنبال همان تقاضا دعوتم کردن بیمارستان و از بچه ازمایش خون ومعاینه بدنی گرفتند و  یک واکسن زدند که گفتند این اتمام واکسنهای بود که  تو ایران زده،اخه ایران همه را زده بود و کامل بود، اینو گفتند یاداوریه و یا چیزی شبیه این ،رفتیم تو یک اتاق و یک خانمی مشغول صحبت شد و هی پرسید وهی پرسید ،متوجه شده بودم که چی میخواد ولی خوب اینا یک اخلاقی دارند که هیچی را مستقیم به ادم نمیگویند ، خیلی هم مردم محتاطی هستند در هر زمینه ای ،وقتی با انها حرف میزنید اگر مثل من باشید که فعل و فاعل جمله را شوهر میدم  و  متوجه بشوند خوب  نمیتونید حرف بزنیدسریع شروع میکنند انگلیسی صحبت کردن و هیچوقت به خودشون اجاره نمیدن که اشتباه شما را به روی شما بیارن چه برسه بخواهند به شما بخندند،کاری که ما داریم تو کلاس زبانی که میریم انجام میدیم ،تازه ما هیچی بلد نیستیم همدیگر را مسخره میکنیم اگر زبان سوئدی زیان مادری ما بود چی به روز ملت میاوردیم،  و اینکه مردم اینجا درباره شما همه چی را میدونند ولی هیچ وقت  به روی خوشون نمیارند وطوری وانمود میکنند که اصلا هیچی نمیدونند؛اگر قرار باشه چیزی از شما بپرسند و جواب واقعی بخواهند با هوشیاری اینقدر سوال انحرافی میکنند تا به جواب واقعی برسند که باور نکردنیه؛ گفت اجازه دارم ببینم روی دستش جای واکسن داره و استینش را بالا بزنم ،گفتم بفرما ،داشت تقلا میکرد که هر چی بشتر استین دستش را بالا بزنه و چک میکرد تا ببینه احیانا جای کبودی کتک هست یا نه،گفتم صبر کن اینجوری نمیشه ،زیاد تقلا نکن ،گفتم سهیل بازوتو نشون بده ولباستو در بیار که مثل راکی شدی ،اخه خیلی عشق راکی داره وهمه فیلمهای 6 گانه اونو حفظه و اونم مثل برق همه را کند وبا رکابی ایستاد وفورا بازوش را نشان داد وپرسید گنده شده یا نه؟طرف جا خورد وگفت بپوش سرما میخوری وچند سوال دریاره اب وهوا که خیلی خوبه وسری به کوچه علی چپ که امتدادش تا اینجا هم رسیده....

فسقلی تو خونه خیلی عاشق بسکویت درست کردنه و از بس پپه کاکور که یک جور یسکویت کریسمسه درست کرده همه ما از دستش خفه شدیم Coffee،خدا را شکر که این بیسکویت فقط دو هفته هست و میره تا سال بعد ،حاضریش تو بازار هست ولی مخصوصا میگه باید ماده اولیه اونو بخرین و بعد با ارد پاشیدن روی دک اشپزخونه و کلی کثیف کاری این بسکویتها را درست میکنه ومیده خورد خلق ا... این هم از کارهای که تو مدرسه انجام میدن وخیلی دوست داره Reading a Bookمیگن ادم از هرچی بدش میاد سرش میاد برای من  دو دفعه سرم میاد،از هرچی عید وسال نو بدمون میومد حالا باید دوتا دوتا تحمل کنیم ،یکبار اینجا و سه ماه بعد سال نو ایران...

 واینکه نمیدونم واقعا خدا بعضی وقتها کجاست وچکار میکنه..... فقط مراقب خودت باش و کمی هم مراقب ما 7 میلیارد و چند صد نفر بقیه...

نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ توسط محمد ... نظرات ()

نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط محمد ... نظرات ()

نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط محمد ... نظرات ()


Design By : Pichak