فرشته های کوچولو وناز

جسم وروح در تضاد یکدیگرند جسم از عالم خاکی وروح از عالم متعالی است وطبیعی است که هرکدام بخواهند به خواستگاه اولیه خود برگردند وخدا انسان را از گل آفرید و آنگاه از روح خود در آن دمید فکر کردی چرا انسان همواره پرواز را دوست داشته؟چرا رفتن به کهکشان بسیار بسیار جذاب تر از رفتن به زیر اقیانوسها وزمین بوده ؟ علت ذات درونی انسانهاست که میل به عالم بالا دارد میل به کشف خاستگاه خود دارد ودوست دارد بیابد خود را .هیچ تعجبی ندارد که کسی در کنار دیگران خودرا تنها ببیند( ودوست دارد درحدتوانش از برج میلادبالابرود) البته انسان در مرز سن 30و40 سالگی دچار چنین حالتی میشود از 29 به 30سالگی واز 39به 40 سالگی دچار یک خلاء روحی چیزی مثل افسردگی واحساس تنهای وپوچی میشوی که شاید علت واقعی رسیدن به مرزهای پختگی ودانستن مسائل بیشتری از این عالم باشد و روح وجودی انسان در تلاش است تا یادآوری کند که تو متعلق به این کره خاکی نیستی به خود بیا و همین احساس درونی است که باعث می شود ما دچار احساسهای مثل پوچی وافسردگی از اینکه چرا هیچ به فکر نبوده ایم.

اگر انسان در مواقع حساس درست هدایت شود به سر منزل مقصود خواهد رسید.

چنین حا لتهای درونی اگر با الطاف خداوند همراه شود سبب میگرددکه خود حقیقی را بشناسی ووقتی خود را شناختی به گفته امیرالمومنین" هر که خود را شناخت خدا را شناخت"

انوقت است که سبب خیر ونیکبختی می شود پس چه نگرانی که نعمات خدا درجات مختلفی دارد وبعضی را الطاف خفیه نام برده اند که ما از ذات درون آن بیخبریم و در مواقعی حتی ناراحتیم در صورتی که خیر ما در آن واقع شده است .در ان زمانهای حساس است که اگر دقت کنیدوراه درست انتخاب ورضایت خدابرایت در اولویت باشد نه منافع خاص خودت به سرمنزل مقصود میرسی واگر بخواهی برای گذراز مشکلات وناراحتی به سوی لذتهای دنیا بروی که سادترین راه است در سراشیبی سقوط.

نه تنها در این حالات بلکه در هرلحظه اگر کاری که میکنی وراهی که میروی رضای خدا برایت شرط باشد مطمئن باش که راه درست است چون خودش هدایت تورابعهده میگیرد. خدای مابسیار مهربان وبسیار بخشنده است کافیست که ما بخواهیم هیچگاه دریغ نمیکند مگر مصلحت بهتری در نظرش باشدوبدان که هیچ کس وهیچ چیز در این دنیا ارزش این راندارد که چیزی ازاو بخواهیم.

چند روز پیش درسریال حضرت یوسف وقتی میخواستند اورادرچاه بیندازند به خدا گفت باداشتن چنین برادرانی فکر میکردم هیچگاه در دنیا مشکلی ندارم وبه آنها تکیه میکنم ندانستم که اولین دشمن من همان برادرانم هستند.

تکیه کردن براین دنیا وتوکل بر خدا نداشتن مطمئنا اگر یوسف پیامبر هم باشی ره به جای نمیبرد.

اگر در هراموری خدامدنظرت باشد وهرقدم اززندگیت برای رضای او برداشتی خدا هم تورامالک خیلی چیزها میکند که حتی در تصورت نیست واگر  برای او قدم برنداری وسایلت را مالک توقرار میدهد وسایلی که فکر میکنی صاحب آنی اما در واقع چنین نیست

پیراهن برای چه میخرید ؟ برای اینکه باعث شود بهتر وزیباتر و باعث آسایش ما شود اما اگر رضای خدا نباشد بجای انکه پیراهن تورابه آسایش برساند ومالک آن باشی پیراهن رامالک توقرار میدهد وآسایشت را صرف نگهداری از پیراهن بکنی یکبار دکمه آن پاره میشود یکبار گوشه در گیر میکند جوهر روی آن میریزدو....وچیز بدین سادگی رامالک تو میکند . این وسیله که باید باعث آرامش تو شود از توآسایش را سلب میکند

شما ماشین میخری برای راحتی وآسایش وبه سفررفتن بجای اینکه ماشین وسیله آنها باشد آنها وسیله ماشین میشوند

یا خراب میشود یا راه را گم میکنند یا ترس از دزدیدنش دارند خاموش میکندوغیرو ..

اگر نظرت به خدا باشد این توئی که مالک ماشینی وهر کجا میروی به راحتی وآسایش سفر میکنی حساب وکتاب دنیا به ذره  از شر و خیر است این ماییم که غافلیم

پیر زیبا ذهنی میگفت هیچ شده یک دسته اسکناس را بشماری با اینکه میدانی صد عدد میباشد اما یکبار 99تا میشود یکبار 101 چرا ؟ این خرده گناهای توست که خدا تورااز آن آگاه میکندوباعث میشود بخود بیایی که متاسفانه ما هیچ وقت توجه نمیکنیم

ما هرچه میخواهیم باید از او بخواهیم که غیراو ره بجای نمیبریم یوسف پیامبر به خدا پناه آورد از قعر چاه به سروری رسید ولی وقتی در زندان از هم زندانیان خود خواست شفاعت اورا به پادشاه بکنند خدا اورا چندسال بیشتر در زندان قرار داد

متاسفانه ما هرچیز خوب واتفاق خوشی را ازسرشانس می بینیم شانسی که وجودندارد مگر به لطف خدا واگر خدا هدیه دادباید سپاسگزاربوداما درکمال بی انصافی همیشه در لحظات خوب میگوییم عجب شانسی....

خدای که اینهمه دراحوال ما دقیق است که حتی در شمارش پول نیز حضورش قطعی است آیا فکر نمیکنی احساس تنهایی کردن در حضور قدرتمند مهربانش کمی بی انصافی باشد

عشق به خدا بالاترین رضایت قلبی برای هر انسان خاکی پدید میآورد آنگاه که هر قدم تو در راه رضایت حق باشدودر انصورت است که چنان غرق الطافش میشوی وچنان محبوب دلها که باورش برایت سخت واگر تمام لحظه های زندگیت شکرگزار قادر به پاسخگویی گوشه از محبتش نیستی............سرت را درد آوردم ببخشید

نوشته شده در شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()


Design By : Pichak