فرشته های کوچولو وناز
محمد....محمد....اهای محمد اونجایی؟ نه رفت بیرون... : صدای از بیرون جون من راست میگی ..رفت...ای نامرد...کجا رفت... نمیدونم رفت بیرون..... ندیدی از کدوم طرف رفت..... نه ندیدمش... چیزی با خودش برد یا دست خالی بود.... دست خالی رفت بیرون.... خیلی نامرده میدونستم اخرش بهم نارو میزنه... ندیدی از کدوم طرف رفت.... بابا ..بیا بیرون خودت ببین دیگه.... نه محمد را میشناسی ..میدونی کدوم محمد را میگم .... همین که رفت بیرون را میگی .... از کجا میدونی که اون محمد بود... چون تنها کسی بود که رفت بیرون.... قدش بلند بود... نه معمولی بود.... چی تنش بود.... شلوار شش جیب و کتونی قرمز.... خود نامردشه بی شرف.. ای جون من رفت بیرون ..برو ببین از کدوم طرف رفت بیرون..... بابا خوب بیابیرون اول بعد ببین کجا رفته بعدش هم حالا میگی چیکار کنم برم بگیرمش.... نمیشه بیام بیرون.... بببین اگر دیدیش بگو برام یک افتابه اب بیاره اب قطع شده.... اگراب قطع شده پس من چطوری دارم دستم را میشورم..... خوب چطوری داری میشوری.... با اب و صابون ... راست میگی مگه اونجا اب هست... اره بابا میخوای بهت برسونم.... نه نمیخوام .... پس چی ؟... ببین محمد را پیدا میکنی.. اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه..... چیه خوب بابا نمیتونم بیام بیرون نامرد هم افتابه را برده هم شیلنگ را میگی چیکار کنم.. مرد بیرون برید از خنده وگفت باشه میرم پیداش کنم ورفت بیرون چند متر اونطرف تر محمد روی نمد بزرگی نشسته بود داشت به قلیونش پک میزد و به اطاف نگاه میکرد... این رفیقت میگه یا شلینگ را بیار یا افتابه را برسون وضع وخیمه.... ولش کن تا ادب بشه ..ببینم از کجا میدونی رفیق منه... عجب بابا حالا باید یکساعت هم برای تو توضییح بدم ... هیچی خودتون میدونید وخودتون باهم خوش باشید... .... حالا حتما منتظرید که بقیه داشته باشه ولی نداره درست مثل سریالهای ایرانی که 98 قسمت یک موضوع را کش میدهند و یکدفعه تو قسمت نود وهشتم ادم بده دستگیر میشه و دختر وپسره با هم ازدواج میکنند وادم خوب که تیر خورده خوب میشه و بچه تازه بدنیا اومده باعث اشتی زوج قهر کرده میشه و ماشین دزدیده شده پیدا میشه و دوباره اون یکی ادم خوبه که به اون تهمت زدند صداقتش ثابت میشه و... این مکالمه هم چون انتهاشو ندیدیم پایان نداشت ولی میتونید برای خودتون هر چی خواستید تصور کنید و لذت ببرید...
| Design By : Pichak |
