فرشته های کوچولو وناز

میدونید چرا خیلی‌ از ایرانیهایی خارج نشین اینقدر هوایی وطن میکنند و حس غربت نشینی ولشون نمیکنه و وقتی‌ برمیگردن با یه ولعی دود و دم کثیف را تنفس میکنند که فکر میکنی‌ شیر و عسل نوش میکنند.و یا چرا وقتی‌ میگی‌ خارج خوبه ما هم بیام میگویند نه بابا اینجا همش زحمت و کاره و بدبختی ،پول تو ایرانه اینجا هیچی‌ نداره .

یاد گرفتن زبان یک کشور یه چیزه و گپ زدن عامیانه با مردم یه چیز دیگه،خیلی‌ها که اینجان بلدن حرف بزنند ولی‌ در حد برطرف کردن احتیاجات روزانه نه بیشتر، اینجا برای هر کاری که می‌خوام انجام بدم پسر برادرم را میبیرم ،برای معامله ماشین برای فروختن ماشین برای کار پیدا کردن برای خونه پیدا کردن برای موبیل خریدن برای کار اداری و هر چی‌ که پول اونجا باشه یا منفعتی....چرا که این اینجا بزرگ شده و به راحتی می‌تونه ارتباط برقرار کنه و طرف مقابل هم راحت میتونند خواسته هاشون را بگن و جو مابین دوستانه میشه تا اینکه هی بگی‌ ببخشید چی‌ گفتی‌ ،این یعنی‌ چی‌ یا حتا با لهجه غلیظ قریب حرف بزنی‌ که مطمئناً زیاد کار خوب پیش نمیره،ما هم تو ایران همین حالت را با غریبها که خوب بلد نیستند حرف بزنند و اعتماد نیست که این اینجا موندنیه اصل و نسب داره یا فردا می‌زاره میره داریم،اینجا هم همینه کسی‌ که می‌تونه کلمات را مثل خودشون آدا کنه و تو صحبتش اصطلاحات عامیانه و مورد پسند به کار ببنده مطمئناً جایگاه بهتری بین مردم داره تا کسی‌ که نمیتونه ارتباط برقرار کنه حرف زدن یعنی‌ نزدیک شدن به احساس درونی طرف مقابل ،اگر یا خارجی‌ بتونه به شما نزدیک بشه قوی‌ترین ابزارش درست صحبت کردن به شیوه همون مردمه،ما هم وقتی‌ تو تی وی یه خارجی میبینیم که داره بسیا زیبا و سلیس فارسی حرف میزنه احساس خوبتری داریم تا کسی‌ که میگه "شما حالش خوبن"....این به جاهای دیگه هم سرایت میکنه  و علاوه بر ارتباط کاری ارتباط عاطفی و احساسی‌ هم نمیتونه با جامعه داشته باشه ،حرف زدن به زبان بیگانه با گپ زدن عامیانه با مردم یک کشور خیلی‌ فرق داره ،و بعد اینا میشه درد غربت و اینکه هیچ جا وطن نمیشه ،چون ایران همون جاییه که میتونی‌ راحت بدون فکر کردن حرف بزنی‌ و همه به حرفات گوش میدن و خودت را تو جامعه احساس میکنی‌ نه موازی با اون....اینا میشه همون چیزهای که ما میشنویم از غربت و بقیه چیزها،و هیچ کدوم  اینها که این حرفها را میزنند دوباره نمیتونند تو ایران زندگی‌ کنند و ایران براشون مثل یک زندانه وشاید دو هفته خوش باشند ولی نه بیشتر ،خیلی‌ها هم که میان فقط  پاتوق درست کنند برای گاهی سرزدن  و نه بیشتر،اینجا زندگی‌ برای بچه ها همون بهشتیه که وعدشو جای دیگه دادن،برای ما هم همون کیوسک در یهشت هم خویه.....

 

نوشته شده در جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ توسط محمد ... نظرات ()


Design By : Pichak